سام نازنین ماسام نازنین ما، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

کودکانه

......

1392/9/3 13:20
نویسنده : مامان آیدا
334 بازدید
اشتراک گذاری

امروز روز نهم انتقال هست.تا دو روز پیش که درد های انقباضی زیر دلم داشتم با وجود درد و کسلی که از خونه موندن داشتم,خیلی  هم ناراحت نبودم.این چند روزه دوباره فکر و خیال های عجیب و قریب اومده سراغم. با وجود اینکه دائم با خودم تکرار می کنم که هر چی خیره ولی دلهره عجیبی منو گرفته.نمی تونم این فکر رو از سرم بیرون کنم که اگر مجبور بشم پروسه رو تکرار کنم انوقت باید چکار کنم. استرس اینکه بعد از این همه سختی نی نی های من تو دلم نباشن. دکتر بارها تو ویزیتها گفته که رحم من سالمه و فقط مشکل تخمک داشتم.پس چرا نباید بگیره ۶ تا نی نی هام.از طرفی اگر اینبار نگیره هیچ دلیلی وجود نداره که نی نی های یخزدم بگیرن.از طرفی حال این روز های من حال و هوای خونه رو تیره تار کرده.مرتب به همه چه گیر می دم و بخصوص به آقای همسر.از سر کار که میاد من که تو خونه کف کردم انتظار دارم که با هم باشیم,حرف بزنیم,توجه کنه بهم.خوب اون هم که خسته از کار بیرون میاد فقط یه غذایی میخوره,کمی با موبایلش ور میره و بعد هم میخوابه.و روز من دوباره تکرار میشه.و دوباره خواب و تلویزیون و اینترنت. این روز ها هیچ حسی ندارم.حتی فکر نمی کنم که از ۶ تا دونه میکروسکوپی هام خبری باشه.حال جسمم این روز ها حال نرمال هر روزه هست. اصلا نمی دونم چمه. نمی خوام منفی فکر کنم. نا خداآگاه ذهنم منحرف میشه.ضمن اینکه منی که هیچ وقت خواب نمی دیدم هر شب خوابهای عجیب غریب می بینم.خیلی روزای بدی دارم.با هیچ وسیلهای نمی تونم خودم رو از این افکار شوم نجات بدم.خدا بهم صبر بده.خیلی خسته ام خیلی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

مژگان
3 آذر 92 15:42
عزیززززززم اصلا نگران نباش آیدا جونم ، اینکه حال و حوصله نداری کاملا طبیعیه و یه جورایی نشونه مثبت من تو 3 ماه اول بارداریم کاملا افسرده شده بودم سفر مشهد ، حال و هوای اون روزت و قول و قرارات با خدا رو یادت بیار تا دوباره به آرامش برسی من مطمئنم که همه چیز خوب پیش می ره در ضمن تو هفته های اول خبری از ویار یا دلدرد و اینا نیست، من از هفته هشتم حالت تهوع بهم دست داد و دلدرد اصلا نداشتم ، خیلی زوده که از آلان منتظر این نشونه ها باشی عزیزم برات از خدا بهترین ها رو می خوام
مامان آیدا
پاسخ
مرسی عزیزم انشاالله شاید چون منتظر خونریزی لانه گزینی هستم و این اتفاق نمی افته کمی حالم بده
مژگان
4 آذر 92 8:35
ایدا جونم لانه گزینی تو مواردی که رحم ضعیفه باشه همراه با خونریزی می شه ، تو موارد معمول خونریزی نداره تو هم خدا رو شکر رحمت مشکلی نداره، پس الکی به خودت استرس نده عزیزم، آرامش تو به کوچولوهات کمک می کنه که قوی تر باشن پس باهاشون حرف بزن و بهشون روحیه بده که پیروز بشن
مامان آیدا
پاسخ
خیلی امروز بهترم عزیزم.حق با توئه همیشه اتفاق نمی افته خونریزی.ولی با ۲ ماهه تموم آمپل های رنگارنگ و معدهای که از دوز بالای دارو همه پرزاش رفته.یه دوز ۵ کورتون که تو دو نوبت هر روز میگیرم بنظرت رحم من چقد میتونه قوی باشه؟!!!!ولی خوب بزرگترین شانسم ورزش های سختی هست که می کردم مژگان.دکتر همون موقع هم بهم گفت که اندام داخلیت اندام یه ورزش کار حرفهایه البته با تعجب می گفتا چون در حال حاضر درونم ربطی به بیرونم نداره.حالم خوبه این فکرا اجتناب ناپذیرن دارم با ها شون کنار میام مرسی که هستی عزیزمنفس خاله چطوره؟!!حسابی داره شیطونی میکنه نه؟
مامان سهند و سپهر
4 آذر 92 9:36
عزیزم آیدا جونم همه خونریزی لانه گزینی ندارند که!!!! من خودم نداشتم اصلا. چرا با این فکرهای بیهوده خودت رو خسته تر کنی خانمی. یه سرگرمی خوبی برای خودت ردیف کن. از همسر مهربونت هم کمک بگیر برای ایجاد این سرگرمی. دقیقا در مورد همسرت درک می کنم . ولی آیدا جونم باید باهاش صحبت کنی و بهش بگی و انتظاراتت و خیلی واضح بهش بگی چون آقایون این چیزها رو بخودی خود زیاد درک نمیکنند. شما خیلی واضح و شفاف بهش حالت رو بگو و اینکه چه انتظاری ازش داری باور کن کلی تغییر میبینی. چون معمولا نمیدونن چه خبره. عزیزم من مطمئنم که این نازدونه ها تورو محکم میچسبند . از مامان آیدا بهتر کی می تونه باشه براشون شاد و خرسند باش همیشه اصلا صبح ها تا ظهر من کمی وقتم آزادتره بیا و با من صحبت کن. یه موضوع بحث بگو با هم در موردش صحبت کنیم توی همین کامنتها
مامان آیدا
پاسخ
مرسی خانمی یکم حالم بهتره دیروز پریروز حسابی قاطی بودم.الان خوبم.من یه اخلاق بد بدی دارم که!!!!!اگه به همسرم بگم که مثلا کاری رو برام بکنه و اون بنده خدا هم انجام میده ها ولی برای من اون ارزش رو نداره دیگه.یعنی همش تو ذهنم اینه که چون من گفتم اون انجام داده نه اینکه خودش بخواد اخلاق بدیه میدونم.بالاخره هست دیگه. راستش رو بخوای اون بنده خدا هر چه در توانش هست انجام میده.من کمی حساس شدم همیشه اینقده گیر نمی دم
مامان سهند و سپهر
4 آذر 92 11:29
میدونم چی میگی. ولی معمولا آقایون از این حالات خانومها سر در نمیارن برای همین گفتم اگر دوست داشتی براش توضیح بده تا بنده خدا بدونه چه خبره. و حداقل رفتارش رو متناسب با حالات روحی شما کنه. باز هم هرجوریکه خودت صلاح می دونی عزیزم.
مامان آیدا
پاسخ
باید رو خودم کار کنم.
مژگان
4 آذر 92 12:06
خدا رو شکر، ورزشای قبلی خیلی تو دوران بارداریت هم بهت کمک می کنه و بارداری خیلی خوب و راحتی رو خواهی گذروند من و پسری هم با هم میایم سر و کار و غروبا خسته و کوفته می ریسم خونه بچم جزء "کودکان کار" شده آیدا جونم به جای ما هم استراحت کن، بعضی وقتا واقعا خسته می شیم راستی چندتا مدل کلاه بافت بچه گونه پیدا کردم، برات ایمیل می کنم که اگه خوشت اومد برای کوچولوهای نازنازیت ببافی
مامان آیدا
پاسخ
آخی الان باید دیگه استراحت کنید خوب.کمونم یه دو ماه مونده.مدلا رو بفرست برای پسری شما هم می بافم عزیزم.زودی بفرست.یکم استراحتت رو بیشتر کن این ماه ها بچه وزن زیاد میکنه بذار تو پول مپل بشه نفس خالش
مامانِ عسل
4 آذر 92 13:37
سلام خانومی این حالت ها طبیعی هستش . از عوارض داروهاست.... من دوستانی دارم که بعد از 5 بار براشون گرفته... شما اصلاً به خودتون استرس ندین و فقط به اینکه هر چی خیره پیش بیاد فکر کنین دم
مامان آیدا
پاسخ
حق با شماست.ولی خیلی سخته.مرسی که هستین دوستای گلم
مژگان
5 آذر 92 8:32
پسری من از خاله آیدای مهربونش کلی تشکر می کنه و می گه نمی خواهد با این حالت خودت رو به زحمت بندازی
مامان آیدا
پاسخ
مژگان فایلی که فرستادی باز نمی شه اتفاقا حالم کاملا مناسبهبرای پسری شما نبافم برای کی ببافم.البته خوب بپای مامانی شما حتما نمی رسه
مامان سهند و سپهر
6 آذر 92 12:35
مامانی جونی ما هم با شما روز شماری می کنیم ها اگر اثر هنری آفریدی عکسشو برای ما هم بذار هنرمند
مامان آیدا
پاسخ
قربون شما بشم.عزیزم من هیچ رقمه به انگشت کوچیکه شما هم نمیرسممممممم
مامان سهند و سپهر
6 آذر 92 13:53
اختیار دارین ما به پای شما نمی رسیم والا .شکسته نفسی نفرمایید
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کودکانه می باشد